داستان: ردِ چرخهای بابکت آمریکایی و ایران بابکت روی خاک سرخ مریخ
سال ۲۱۵۷ میلادی بود. انسانها دیگر فقط به آسمان نگاه نمیکردند؛ آنها قدم روی مریخ گذاشته بودند و حالا میخواستند نخستین شهر واقعی بشر را روی سیاره سرخ بسازند.
مریخ زیبا بود، اما مهربان نبود.
خاک نرم و سرخ، طوفانهای گردوغبار، سرمای شدید و مسیرهای سنگلاخی باعث شده بود ساختوساز در آنجا بسیار سخت باشد. ماشینآلات بزرگ فضایی قدرت زیادی داشتند، اما در مسیرهای باریک پایگاه، کنار گلخانهها و میان سازههای گنبدی بهخوبی حرکت نمیکردند.
مهندسان پروژه به دستگاهی نیاز داشتند که کوچک، چابک، مقاوم و چندکاره باشد؛ دستگاهی که بتواند خاک را جابهجا کند، مسیرها را تمیز کند، جلوبندهای مختلف بگیرد و در شرایط سخت مریخ از کار نیفتد.
در یکی از جلسات مهم پایگاه فضایی، مهندس ارشد گفت:
«برای ساخت مریخ، فقط به رباتهای عظیم نیاز نداریم. ما به دستگاهی نیاز داریم که مثل یک کارگر ماهر، همیشه آماده کار باشد.»
همان لحظه تصویر یک ماشین کوچک اما قدرتمند روی نمایشگر ظاهر شد:
Bobcat Mars Edition
بابکت آمریکایی، این بار نه در زمین، نه در پروژههای ساختمانی آمریکا، نه در کارخانهها و شهرداریها؛
بلکه در مأموریت ساخت نخستین شهر انسانی روی مریخ شرکت میکرد.
اما نکته مهم این بود که این بابکت تنها نبود.
در کنار تیم آمریکایی، گروهی از مهندسان ایرانی نیز حضور داشتند؛ تیمی از ایران بابکت که سالها در زمین تجربه ساخت جلوبند، جارو صنعتی، برفروب، شاخک لیفتراک و اتچمنتهای مخصوص مینیلودر را داشتند.
روی یکی از کانتینرهای فضایی نوشته شده بود:
IranBobCat Attachment Systems – Made for Earth, Tested for Mars
یعنی:
«سیستمهای جلوبند ایران بابکت؛ ساختهشده برای زمین، آزمایششده برای مریخ.»
اولین بابکت مریخی از سفینه خارج شد. بدنه آن ترکیبی از سفید فضایی، نارنجی صنعتی و خاکستری تیتانیومی بود. روی یک طرف دستگاه نوشته شده بود:
Bobcat Mars Edition
و روی جلوبند جلویی آن، با رنگ قرمز صنعتی حک شده بود:
IranBobCat
این دستگاه با بابکتهای معمولی تفاوت زیادی داشت. چون در مریخ اکسیژن کافی وجود نداشت، موتور دیزلی جای خود را به سیستم تمامبرقی داده بود. باتریهای پیشرفته در محفظهای گرمشونده قرار داشتند تا در سرمای شدید مریخ از کار نیفتند. چرخها نیز مخصوص خاک نرم مریخ طراحی شده بودند تا دستگاه در شنهای سرخ فرو نرود.
اما قدرت واقعی آن در جلوبندهایش بود.
مهندسان ایران بابکت برای این مأموریت چند اتچمنت ویژه طراحی کرده بودند:
جارو صنعتی مخصوص گردوغبار مریخ،
تیغه صافکننده مسیر،
باکت سبک مخصوص خاک سرخ،
برفروب مخصوص یخ خشک مریخی،
و بازوی حفاری برای نصب پایههای سازههای فضایی.
فضانوردی ایرانی به نام «آرین» کنار دستگاه ایستاد. دستش را روی بدنه بابکت گذاشت و گفت:
«رفیق، روی زمین زیاد کار کردی؛ حالا وقتشه توی مریخ هم اسم خودتو ثبت کنی.»
چراغهای دستگاه روشن شد.
موتورهای الکتریکی بیصدا فعال شدند.
بابکت آرام روی خاک سرخ حرکت کرد.
اولین مأموریت، آمادهسازی زمین برای ساخت گنبد اصلی شهر بود. بابکت آمریکایی با جلوبند طراحیشده توسط ایران بابکت، خاک مریخ را برداشت، مسیرها را صاف کرد و سطح ساختوساز را برای چاپگرهای سهبعدی ساختمانی آماده ساخت.
هر روز یک جلوبند تازه نصب میشد.
صبح با باکت خاکبرداری میکرد.
ظهر با تیغه مسیر حرکت مریخنوردها را صاف میکرد.
عصر با جاروی ایران بابکت، گردوغبار را از روی پنلهای خورشیدی جمع میکرد.
کمکم همه کارکنان پایگاه به این دستگاه کوچک وابسته شدند. برای آنها، این بابکت فقط یک ماشین نبود؛ یک همکار وفادار بود.
آنها نامش را گذاشتند:
Red Builder
یعنی «سازنده سرخ».
اما یک شب، طوفانی سهمگین از سمت دشتهای باز مریخ به پایگاه نزدیک شد. گردوغبار همهجا را پوشاند. پنلهای خورشیدی در خطر بودند. اگر برق پایگاه قطع میشد، سیستم گرمایش، گلخانهها و تجهیزات اکسیژنساز از کار میافتادند.
هشدار قرمز به صدا درآمد.
مهندس ارشد گفت:
«رباتهای سبک نمیتوانند در این طوفان کار کنند. ماشینهای بزرگ هم برای مسیر باریک بین پنلها مناسب نیستند.»
آرین به سمت آشیانه تجهیزات دوید.
بابکت مریخی آنجا ایستاده بود.
او جلوبند جاروی صنعتی IranBobCat Mars Sweeper را به دستگاه وصل کرد و گفت:
«رفیق، نوبت ماست.»
بابکت وارد طوفان شد. دید بسیار کم بود، اما سیستم هوشمند دستگاه مسیر پنلها را تشخیص میداد. برسهای جارو شروع به چرخیدن کردند. گردوغبار سرخ کنار رفت و سطح براق پنلهای خورشیدی دوباره نمایان شد.
یکییکی پنلها تمیز شدند.
برق پایگاه کاهش پیدا کرد، اما قطع نشد.
گلخانهها روشن ماندند.
سیستم گرمایشی فعال ماند.
و شهر کوچک مریخی زنده ماند.
صبح روز بعد، وقتی خورشید کمجان مریخ از پشت غبار بیرون آمد، همه اعضای پایگاه کنار پنجره ایستاده بودند و به رد چرخهای بابکت روی خاک سرخ نگاه میکردند.
مهندس ارشد آرام گفت:
«امشب یک ماشین کوچک، آینده یک شهر را نجات داد.»
سالها بعد، شهرک فضایی آرتمیس-۷ به نخستین شهر واقعی انسان روی مریخ تبدیل شد. در میدان اصلی شهر، یک مجسمه فلزی نصب کردند؛ مجسمه یک بابکت کوچک با جلوبند ایران بابکت که باکت خود را بالا گرفته بود.
زیر مجسمه نوشته بودند:
به افتخار بابکت آمریکایی و مهندسان ایران بابکت؛ سازندگان نخستین مسیرهای شهر مریخی انسان
و پایینتر، جملهای حک شده بود:
«گاهی برای ساختن آینده، لازم نیست بزرگترین باشی؛ کافی است مقاوم، هوشمند و همیشه آماده کار باشی.»
از آن روز به بعد، بچههای مریخی وقتی از کنار مجسمه رد میشدند، از پدر و مادرشان میپرسیدند:
«این ماشین کوچک کیه؟»
و آنها جواب میدادند:
«این همان بابکتی است که از زمین آمد؛ با قدرت مهندسی آمریکا و خلاقیت ایران بابکت، روی مریخ کار کرد و کمک کرد انسانها در میان ستارهها خانه بسازند.»
تولید و فروش جلوبند جارو مینی لودر بابکت ، جارو پشت بند تراکتوری |

